پ
Capture 8

معرفی کتاب گرسنگی اثر کنوت هامسون

کتاب گرسنگی شاهکاری از برندۀ نوبل ادبی «کنوت هامسون»، منتشر شده در سال ۱۸۹۰، رمانی روانکاوانه و “نیمه خود زندگی نامه” با سبک واقع گرایی فلسفی و بیولوژیکی که از آن به عنوان مرجع چندین جریان و مکتب ادبی قرن بیستم یاد می شود.   دربارۀ نویسنده کتاب گرسنگیروال داستانی کتاب گرسنگینقد و برسی کتاب گرسنگی دربارۀ […]

کتاب گرسنگی شاهکاری از برندۀ نوبل ادبی «کنوت هامسون»، منتشر شده در سال ۱۸۹۰، رمانی روانکاوانه و “نیمه خود زندگی نامه” با سبک واقع گرایی فلسفی و بیولوژیکی که از آن به عنوان مرجع چندین جریان و مکتب ادبی قرن بیستم یاد می شود.

 

دربارۀ نویسنده کتاب گرسنگی

کنوت پدرسن با نام ادبی کنوت هامسون(Knut Hamsun 1859-1952) نویسندۀ شهیر نروژی ملقب به «دوست داشتنی ترین و منفور ترین نویسندۀ تاریخ» و برندۀ جایزۀ نوبل در سال ۱۹۲۰؛ هامسون فقط چند کلاس سواد آکادمیک داشت و پس از آن به تحصیل در دانشگاه اجتماع پرداخت که شاید بتوان موفقیت هایش را مدیون همین فراز و نشیب ها و طوفان های فقر و مسکنت و سختی های زندگی اش دانست؛ هامسون تا رسیدن به نویسندگی بیش از بیست شغل را امتحان کرد، پس از چندین بار ترک دیار به امریکا و فرانسه باز هم به وطن خود بازگشت و در همانجا چهره در نقاب خاک کشید؛ به پاس ارج نهادن به این انسان بزرگ که شاید بدون اغراق بتوان گفت که چیزی را که امروزه به عنوان «رمان» می خوانیم مدیون او هستیم، سیارکی را به نام «هامسون ۵۸۳۸» مزین کرده اند؛ هامسون را پدر «جریان سیال ذهن» و تاثیر گذار بر بسیاری از نویسندگان پس از خود می دانند که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد.

معرفی-کتاب-گرسنگی


معرفی کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی
>>>


روال داستانی کتاب گرسنگی

داستان نویسنده ای که از فرط فقر و گرسنگی در حال مرگ است، کمک دیگران را نمی پذیرد، همیشه درصدد حفظ ظاهرش برمی آید و تلاش می کند دیگران نفهمند که او گرسنه و فقیر است، گاهی از نوشته هایش پولی بدست می آورد و می تواند چند صباحی را بگذراند گاهی هم کمک هایی به او می شود که نفسش آنها را قبول نمی کند و بی درنگ آنها را هدر می دهد، گاهی بسیار مظلوم و گاهی بسیار شرور می شود، با چنگ و دندان سعی در حفظ عزت نفسش دارد اما همیشه هم موفق نیست، شخصیتی واقعی که شناختش دشوار است و نمودی از زندگی شخصی خود نویسنده دارد و فقط باید او را دنبال کرد و دید که برای زندگی اش چه راه نجاتی انتخاب می کند…

 

نقد و برسی کتاب گرسنگی

  • قسمتی از مقدمۀ آنده ژید نویسندۀ فرانسوی بر “گرسنگی”: «ویژگی این شاهکار در آن است که صرفا با واقعیتش خود را قبولانده؛ هیچ داستانی، هیچ ماجرایی در بین نیست، در خلال کتاب هیچ چیز به ما عرضه نمی شود مگر منظرۀ رقت انگیز مردی که مدام از فرط گرسنگی در شرف مردن است؛ گرسنگی موضوع کتاب است، با تمام آشفتگی های فکری و تغییر شکل های روحی که بی غذایی ممتد به دنبال دارد؛ فرد بیش از آن که قهرمان رمان باشد یک مورد کلینیکی است؛ فرد عجیبی که رفتارش ولو زمانی که سیر باشد گیجمان می کند؛…
  • …این غرور زیاد که به رغم همه چیز او را به سوی رنج و به سوی ایثار بی دلیل و کاملا بیهوده می کشاند و همچنین تمام این جهش های بیهودۀ غرور، بی شک واکنش های طبیعی سرشتی بسیار خاص هستند؛ باید پذیرفت که حتی هستی او مانند معده اش به حدی پروردۀ پرهیز و روزه داری است که کمترین چیزی را نمی توند در خود نگه دارد…»
  • هامسون با چهارچوب های داستان نویسی زمانۀ خودش که متشکل از داستان های پیچیده با گفت و گو هایی نه چندان عمیق و بی توجه به بینش های ژرف عاطفی و روانشناسانه بودند به مقابله برخاست که نتیجه اش به وجود آوردن رمان های روانشناسانه و نفس گیر بود که همه را به تحسین وا داشت.
  • هامسون با آثارش جریانی بی بدیل را پایه گذاری کرد، ایزاک باشویس سینگر نویسندۀ مشهور لهستانی اظهار می کند که:«تمامی مکاتب داستان سرایی در قرن بیستم ریشه در آثار هامسون دارند.» او با تاثیراتی که بر نویسندگان پس از خود گذاشت این سخن را اثبات می کند و رمان هایی فرا مدرن را در اوایل قرن بیستم به وجود می آورد که عاری از پرداختن به موضوعات بی اهمیت و مملو از سفرهای درونی، تک گویی های طولانی و واقعیت های فلسفی در قالبی روانکاوانه می باشد؛ اما هامسون به دلیل علاقه به نازیسم و حزب چپ گرای آلمان و حمایت از هیتلر و حکومت دست نشاندۀ او در نروژ مورد کم لطفی از سوی جهانیان قرار گرفت، او حتی در اواخر عمرش متهم به خیانت به کشورش شد و کتابهایش در کوچه و خیابان به آتش کشیده شدند اما تا کنون هیچ کسی نتوانسته تاثیر او بر ادبیات جهان را انکار کند، به همین علت لقب «دوست داشتنی ترین و منفور ترین نویسندۀ تاریخ» را از آن خود کرده است؛ پس از گذشت سال ها از مرگ او اما باز هم کنوت هامسون مورد توجه همگان به خصوص نسل بعد از جنگ قرار گرفته  و حتی هر ساله در روز تولدش مراسمی برای بزرگداشت او در نروژ برگذار میشود.

معرفی-کتاب-گرسنگی

  • هامسون با شعار«من رو در روی بشریت تنها خواهم ماند اما هیچگاه تسلیم نخواهم شد.» زندگی کرده است؛ و زندگی اش آنقدر قابل احترام است که اوکتاو میوبر، نویسنده، روزنامه نگار و ناقد هنری دارای نفوذ اهل فرانسه دربارۀ هامسون این چنین می گوید:«این مرد را باید دوست داشت؛ این مرد درخور ستایش و این هنرمند کم نظیر را که صرفا با دیدن تصویر زندگی اش درخشش شعلۀ نبوغش را دیده ام، باید پر شور دنبال کرد.»
  • کنوت هامسون با استفاده از تکنیک های جریان ناخودآگاه و تک گویی های درونی برای اولین بار، به عنوان پدر”جریان سیال ذهن” شهرت یافت که تاثیرات آن بعد ها در آثار جیمز جویس، مارسل پروست و ویرجینیا وولف ظاهر شد؛ وهمچنین تاثیرات آثار هامسون بر نویسندگانی چون چارلز بوکوفسکی و فرانتس کافکا به وضوح مشهود است.
  • از دیگر آثار کنوت هامسون باید به “پان”، “ویکتوریا”، “رازها”، “زیر ستارۀ پاییزی”، “بنونی”، “رزا” و همچنین شاهکاری که او را به نوبل ادبی رساند یعنی “میوه های زمین” اشاره کرد.
  • این اثر بار ها به فارسی ترجمه شده است اما نشر “گل آذین” تمامی آثار کنوت هامسون، با ترجمۀ “قاسم صنعوی” که می توان گفت بهترین ترجمۀ موجود و جدید ترین آنها می باشد را منتشر کرده است.
  • «گرسنگی» شاهکاری در غالب رئالیسم اجتماعی که مورد توجه هنینگ کارلسن(کارگردان و سناریو نویس دانمارکی) قرار گرفت که نخستین محصول سینمایی برگرفته از این اثر، اقتباسی است ازاو در سال ۱۹۶۶ که از شهرت بین المللی برخوردار شد، به خصوص که هنر پیشۀ اصلی آن پیر اوسکارسون(هنر پیشۀ سوعدی) جایزۀ بهترین بازیگر مرد از جشنوارۀ کن را برای بازی در این فیلم و همچنین جایزۀ بودیل و جایزۀ انجمن ملی منتقدان فیلم امریکا را دریافت کرد؛ در سال ۲۰۰۱ نیز فیلمی به زبان انگیسی با کارگردانی ماریا گیسه از آن تهیه شد.
  • و در آخر این نکته که با خواندن “گرسنگی” به دنیای پرسه های بی هدف، اعمال و سخن های عجیب و غریب، و همچنین تفکر های ژرف پا می گذارید که به شدت توصیه می شود.

 

بخش هایی از کتاب:

«باد، نفحه هایی از موسیقی میدان دانشجویان می آورد؛ بنابراین ساعت از دو گذشته بود. کاغذم را در آورم که چیزی بنویسم و دفترچه سلمانی از جیبم افتاد. بازش کردم و برگ هایش را شمردم: شش کوپن مانده بود. بی اراده گفتم: خدا را شکر! هنوز می توانستم چند هفته ریشم را بتراشم و قیافه ای قابل عرضه داشته باشم! ناگهان احساس کردم که با دیدن این مالکیت کوچک که هنوز برایم مانده بود بهترین خلق و خوها را دارم؛ کوپن ها را به دقت خواندم و دفترچه را در جیب جای دادم.»

«روز بعد برف بیشتری می بارید، برف سنگین و در آمیخته با باران، با بلور های درشت آبی فام که فرو می ریختند و گل درست می کردند. هوا مرطوب و سرد بود.»

معلومات | دنیای اطلاعات عمومی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید