پ
کتاب-مسخ-اثر-فرانتس-کافکا

معرفی کتاب مسخ اثر فرانتس کافکا

دگرگونی، فرایند تبدیل موجودی به موجود پست تر و زشت تر: “مسخ” نام رمان کوتاهی(حدود ۱۰۰ صفحه) از فرانتس کافکا، منتشر شده در سال ۱۹۱۵، پر آوازه ترین اثر کافکا، از مهم ترین آثار ادبیات نوگرا(Modernism) و ادبیات فانتزی قرن بیستم که در دانشگاه ها و آموزشگاه های سراسر جهان غرب تدریس می شود.   […]

دگرگونی، فرایند تبدیل موجودی به موجود پست تر و زشت تر: “مسخ” نام رمان کوتاهی(حدود ۱۰۰ صفحه) از فرانتس کافکا، منتشر شده در سال ۱۹۱۵، پر آوازه ترین اثر کافکا، از مهم ترین آثار ادبیات نوگرا(Modernism) و ادبیات فانتزی قرن بیستم که در دانشگاه ها و آموزشگاه های سراسر جهان غرب تدریس می شود.

کتاب-مسخ-اثر-فرانتس-کافکا

 

دربارۀ نویسنده کتاب مسخ

  • فرانتس کافکا(Franz Kafka 1883-1924) یکی از بزرگترین نویسندگان آلمانی زبان است که دارای آثاری با تاثیر گذاری بسیار در ادبیات غرب می باشد، وی در شهر پراگ(جمهوری چک کنونی) در خانواده ای یهودی با پدری بسیار سخت گیر متولد شد، پدری که به گفتۀ خود کافکا، تاثیر بسیاری در شکل گیری زندگی و سرنوشت او گذاشت.
  • روابط حاکم در خانواده، زندگی در فضایی مقید را برای کافکا به وجود آورده بود؛ کافکا در شهر محل تولدش در رشتۀ دکتری حقوق فارغ التحصیل شد.
  • او نویسندۀ داستان هایی با سبک خاص با لایه ها و بعد های بسیار بود که هر ذهنی بسته به قدرتش می تواند در تعداد مختلف لایه ها نفوذ و آنها را برای خود درک و هضم کند.
  • کافکا در ۴۱ سالگی بر اثر بیماری سل چشم از دنیای فانی فروبست.

معرفی کتاب - چه کسی پنیر مرا برداشت اثر اسپنسر جانسون و کنت بلانچارد
>>>

روال داستان کتاب مسخ

  • داستان مردی که خود را مسخ شده می یابد، تنها در زوایای ذهنی پیچیده، تاریکی مطلقی که روی حقایق اتفاق را می پوشاند و فقط سعی می کند چند صباحی دیگر ادامه دهد.
  • گاهی سعی می کند به همه بفهماند که حرف هایشان را می شنود، احساسات آنها را درک می کند، گاهی هم سعی می کند که خود را از دام این اتفاق برهاند اما به دنبال دلیلش نمی رود، استعداد های خود را نمی یابد و فقط نقاط ضعف خود را می بیند، درک و فهمش از جهان هستی فقط در اتاق کوچک ذهنش خلاصه می شود و سرانجام…

نقد مسخ کافکا ناباکوف

  • شاید بتوان گفت همه چیز در زندگی کافکا تعجب برانگیز پیش رفته، او که در اواخر عمر از بیماری سل رنج می برد به یکی از دوستان صمیمی اش وصیت کرد که آثار او را نخوانده بسوزاند اما دوستش به وصیت کافکا عمل نکرد، آثارش را مطالعه و آنها را منتشر کرد تا آثار کافکا ادبیات آن دوران را تحت تکان های شدید خود قرار دهند.
  • کافکا در زمان حیاتش بود که “مسخ” و چند داستان کوتاه را منتشر کرد اما بقیۀ رمان هایش که اغلب ناتمام هم هستند همگی توسط دوستش منتشر شدند.
  • یکی از نکات قابل توجه داستان توصیف صحنه و محیطی است که داستان در آن اتفاق افتاده و پیش می رود؛ “مسخ” هم مانند بسیاری از داستان های دیگر در یک مکان و لوکیشن خاص اتفاق می افتد که خود تصویرپردازی های آن برای هر خواننده ای چالش برانگیز و جذاب خواهد بود.
  • ولادیمیر ناباکوف(نویسنده و منتقد بزرگ روس تبار) با سابقۀ تدریس در کالج هنر های آزاد ولزلی(واقع در ایالت ماساچوست امریکا) و دانشگاه کرنل(از معتبر ترین دانشگاه های جهان واقع در ایالت نیویورک)، نویسندۀ درسنامه هایی برای کشف راز ساختار های ادبی آثار معروف، که درسنامه ای هم دربارۀ مسخ نوشته و آن را برای دانشجویانش تدریس کرده که در ادامه به اختصار سخنان ایشان دربارۀ مسخ کافکا را بیان می کنیم.
  • “مسخ” به نسبت رمان های دیگر، کتاب سنگینی می باشد. اما همانطور که پیش تر هم اشاره کردم این ما هستیم که با ذهن خود می توانیم به لایه های پیچیدۀ داستان رسوخ کرده و آنها را در مخیله هضم و فهم کنیم؛
  • از نظر بسیاری از اندیشمندان این تفکر است که انسان را می سازد و وظیفۀ هنر به تفکر وا داشتن ماست، “مسخ” از آن دسته آثاری است که شما را به تفکر وا می دارد، همانطور که ناباکوف می گوید: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیشتر از یک فانتزی حشره ای بداند، به او تبریک می گویم، چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.»

کتاب-مسخ-ترجمه-صادق-هدایت

  • در سبک کافکا موقعیت ها و فضا های ساده و زود فهم و پیش پا افتاده به شکلی نامعقول، سخت فهم و فرا واقع گرایانه توصیف می شود؛ کافکا در این زمینه صاحب سبک است به طوری که از آن پس به فضا هایی که این گونه توصیف می شود، کافکایی می گویند؛
  • ناباکوف در توضیح سبک کافکا این طور می گوید: «باید به سبک کافکا توجه کنید. وضوح آن، لحن دقیق و رسمی آن که در تضادی چنین خیره کننده با مادۀ کابوس وار داستانش قرار دارد. هیچ استعارۀ شاعرانه ای داستان سیاه و سفید و عریان او را زینت نمی دهد.
  • زلالی سبک او غنای تیره و تار فانتزی او را برجسته تر می کند. تضاد و وحدت، سبک و مادۀ کار، شیوه و پیرنگ به کمال در این داستان با هم تلفیق شده اند.»
  • از نظر ناباکوف: «هر اثر برجستۀ هنری اگر بازتاب جهان یگانۀ انسانی یگانه باشد، فانتزی است.» و داستان های شنل از گوگول، دکتر جکیل و مستر هاید از استیونسن و مسخ از کافکا را مثال می زند؛ ناباکوف درادامه می گوید: «درداستان گوگول و کافکا شخصیت ابسورد اصلی به جهان ابسورد دور و برش تعلق دارد، اما به نحوی رقت انگیز و تراژیک تقلا می کند که از این جهان به درآید و وارد جهان انسان ها شود.
  • داستان استیونسن یک شاهکار درجه دو است اما فقط دو بعد دارد، حال آنکه داستان های گوگول و کافکا پنچ یا شش بعد دارند.»

معرفی کتاب حکایت دولت و فرزانگی اثر مارک فیشر
>>>

  • گوستاو فلوبر(رمان نویس شهیر فرانسوی) نویسندۀ مورد علاقه و احترام فرانتس کافکا بوده است که ناباکوف دربارۀ شباهت نثر آن ها این چنین می گوید: «کافکا از لحاظ ادبی بیشترین تاثیر را از فلوبر گرفته است.
  • فلوبر که از نثر خوشگل مامانی نفرت داشت، حتما اگر بود نگرش کافکا به ابزار کارش را تحسین می کرد. کافکا دوست داشت اصطلاحاتش را از زبان حقوق و علم برگزیند، یک جور دقت کنایی به آن ها ببخشد، بی آنکه احساسات شخصی نویسنده را وارد آن کند؛ فلوبر هم دقیقا با همین روش بود که به آن تاثیر شاعرانۀ یگانه اش دست یافت.»
  • در پایان بحث نقد و برسی باید اضافه کنم که یک اثر هنری می تواند آیینه ای تمام نما از افکار خالقش باشد، افکاری که می توانند از تاثیرات دنیای اطراف به وجود آمده باشند یا نتایج و برداشت های شخصی؛
  • ایدۀ داستان مسخ می تواند به هر علتی در ذهن کافکا نقش بسته باشد اما بدون شک دنیای اطرافش، زندگی شخصی و بخصوص روابطش با خانواده اش بی تاثیر نبوده اند، ایده ای که در ابتدا یک نطفۀ کوچک و ساده بود اما در ذهن کافکا مورد تحلیل و پردازش های عمیق قرار گرفت و بار ها در کورۀ ذهنش پخته شد و در نهایت تصویری بی بدیل و پر از معنا و جهت گیری های عمیق روانشناسانه روی کاغذ سطر به سطر نمایان شد که امروزه هر خواننده به تناسب شرایط زندگی و تفکری خودش از آن معنا برداشت می کند، از این روست که آثار کافکا را شاهکار می دانند و تاثیرش در پیشرفت تفکر عمیق را مثال میزنند.

بهترین ترجمه:

از هر اثر هنری فاخری ترجمه های بسیاری در زبان های مختلف وجود دارد، اما اگر بخواهیم فقط یکی از آنها را برای شما عزیزان پارسی زبان مثال بزنیم، ترجمۀ سرکار خانم فرزانه طاهری از نشر نیلوفر بهترین نمونۀ آن است.
فرزانه طاهری متولد ۱۳۳۷، تحصیل کردۀ رشته ادبیات در دانشگاه تهران، همسر هوشنگ گلشیری نویسندۀ سرشناس ایرانی، مترجم کتاب های متعدد در زمینه های داستانی، روانشناسی، علوم سیاسی و… ، و همچنین مدیر کنونی بنیاد هوشنگ گلشیری.

کتاب-مسخ-کافکا-ترجمه-فرزانه-طاهری

دیگر آثار فرانتس کافکا:

از دیگر آثار کافکا میتوان به “محاکمه”، “قضاوت”، “قصر”، “تفکر”، “امریکا”، “هنرمند گرسنه”، “نامه به فیلسه”، “مجموعه داستان کوتاه” و “نامه به پدر” اشاره کرد.

 

جملات کتاب مسخ

«در تاریکی به دور و برش نگاه کرد و خیلی زود کشف کرد که دیگر اصلا نمی تواند حرکت کند. چندان حیرت نکرد؛ در واقع به نظرش آمد همین که تا همین حالا هم واقعا می توانسته روی آن پاهای کوچک حرکت کند غیر طبیعی بوده است. سوای این، نسبتا احساس راحتی می کرد. البته تمام تنش درد می کرد، اما احساس می کرد که گویی درد کمتر و کمتر می شود و کمی بعد به کلی از بین خواهد رفت.»

معلومات | دنیای اطلاعات عمومی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید