×

بهترین و حرفه ای ترین دوره آموزش فتوشاپ

مشاهده و خرید
پ

معرفی کتاب دل تاریکی اثر جوزف کنراد

” کتاب دل تاریکی “(Heart of Darkness) منتشر شده در سال ۱۹۰۰، بزرگترین رمان کوتاه قرن بیستم، رمانی شایستۀ تعظیم اثر یکی از بزرگترین رمان نویسان قرن بیستم، جوزف کنراد، کتابی که نمایانگر واقعیات فرهنگی اروپا، سفر شبانه به دنیای ناخوداگاه، با هدف محکومیت روش های استعماری و امپریالیسمی می باشد؛ این کتاب در کنار […]

” کتاب دل تاریکی “(Heart of Darkness) منتشر شده در سال ۱۹۰۰، بزرگترین رمان کوتاه قرن بیستم، رمانی شایستۀ تعظیم اثر یکی از بزرگترین رمان نویسان قرن بیستم، جوزف کنراد، کتابی که نمایانگر واقعیات فرهنگی اروپا، سفر شبانه به دنیای ناخوداگاه، با هدف محکومیت روش های استعماری و امپریالیسمی می باشد؛ این کتاب در کنار سه اثر دیگر از کنراد در لیست کتابخانۀ مدرن(۱۰۰ رمان برتر قرن بیستم) قرار دارد.

درباره نویسنده کتاب دل تاریکی

تئودور جوزف کنراد(Teodor Jozef Konrad 1875-1924) متولد شدۀ دشتی میان لهستان و روسیه، در پس از دست دادن پدر و مادرش به عشق دوران کودکی اش، دریانوردی، پرداخت، او پس از تحمل سختی های بسیار در این راه، در نهایت در بریتانیا به درجۀ کاپیتانی رسید و تابعیت آن کشور را دریافت کرد. پدر کنراد شاعر و مترجم ادبی و مسلط به زبان های لهستانی، فرانسوی و انگلیسی بود؛ کنراد هم در همان سنین رمان های ترجمه شده توسط پدرش را مطالعه می کرد؛ او پیش از ساکن شدن در بریتانیا، سفر های زیادی به اقسا نقاط جهان داشت که این تجربیات دریانوردی اش به جزئیات زیبای رمان هایش تبدیل شدند؛ او نشان “شوالیه” و مدرک افتخاری از پنج دانشگاه را رد کرد و ساعت های وقت خود را صرف نوشتن و یافتن واژه ها کرد و به یکی از بزرگترین و صاحب سبک ترین نویسندگان انگلیسی زبان تبدیل شد؛ به مناسبت صد و پنجاهمین سالگرد تولد کنراد، سال ۲۰۰۷ از سوی یونسکو به نام “جوزف کنراد” مزین گردید.

تئودور جوزف کنراد

 

روال داستانی رمان دل تاریکی

دریانوردی که در یک گردش با دوستانش، داستان سفری پرماجرا را برای آن ها به تعریف می نشیند، از تلاش برای بدست آوردن یک کشتی برای دریا نوردی و از سفر به یکی از مستعمرات اروپا می گوید، از آشناییش با اسطوره ای که در آن مناطق پرستیده می شد و او متحمل سختی های بسیار به دنبالش دریا ها و جنگل ها را پیمود و سرانجام او را یافت، اما…
یکی از بدترین کارها برای یک اهل فیلم و مطالعه، افشاسازی(Spoil) ترتیب وقایع و اتفاقات داستان یک فیلم یا یک رمان است، از این رو در بخش روال داستان سعی در گنگ نویسی و عدم افشاسازی داستان اصلی داریم، به همین جهت این بخش همیشه کوتاه و ساده است.

کتاب-دل-تاریکی

نقد و برسی کتاب دل تاریکی

  • پیش از برسی و تحلیل “دل تاریکی” نظرچند تن از بزرگان فلسفه و ادب را دربارۀ این کتاب مرور می کنیم:
  • نورتروپ فرای(فیلسوف و اسطوره شناس کانادایی) در کتاب “تحلیل نقد”: «دل تاریکی رمانی است، هم رمنس و هم تراژدی، هم حماسه و هم کمدی، هم رئالیستی و هم طنز آمیز.» و هر کدام را به تفصیل توضیح می دهد، که در ابتدای ترجمۀ کتاب آورده شده است.
  • برتراند راسل(فیلسوف بسیار شناخته شدۀ بریتانیایی): «در بین نوشته های کنراد، بیش از همه شیفتۀ داستان وحشتناکش، دل تاریکی بودم؛ این داستان به گمان من، جامع از هر چیزی، فلسفۀ او را در باب زندگی بیان می کند؛ دریافت من – گرچه نمی دانم که آیا این چنین تصویر ذهنی را می پذیرفت – این بود که کنراد جامعۀ متمدن و اخلاقأ قابل تحمل بشری را به خطرناکی گام زدن بر قشری نازک از گدازۀ سرد شده می دانست که هر لحظه ممکن بود بشکند.»
  • صالح حسینی(مترجم “دل تاریکی”): «در دل تاریکی کلمات بر گرد دایره ای واحد می چرخند، در کلمات دیگر مستحیل می گردند و شبکه ای از تداعی معانی ایجاد می کنند و بر اثر تداعی ها همۀ تصاویر با هم مرتبط می شوند، یگانه شدن تصاویر گوناگون، دنیای دل تاریکی را با دنیای اساطیری پیوند می دهد؛ قدر مسلم این است که انتقال زبان شاعرانۀ این اثر که در عین حال تلفیقی از زبان فاخر و زبان عامیانه است، اگر نگوییم محال، بسیار دشوار است؛ اگر توانسته باشم پنجاه درصد چنین زبانی را به فارسی منتقل کنم، پاداش خودم را گرفته ام.»
  • پرویز طالب زاده(ویراستار، مترجم، استاد دانشگاه): «دل تاریکی از یک سو داستان امپریالیسم مسیحی و تجاوز و تاراج ثروت های ملی زیر لوای گسترش مذهب به دست استعمار گران و بی توجهی آنها به اثرات ویرانگر تکنولوژی مدرن بر جوامع بدوی است، و از سوی دیگر، داستان عذاب دوزخی آدم پر قریحه ای است که نبوغ او در سازمان دهی و استثمار بی امان در ازای عذاب و زوال روح حاصل می شود و بس.»
  • جوزف کنراد در میان آثاری که پدرش ترجمه می کرد بزرگ شد، از نویسندگان مورد مطالعۀ کنراد در کودکی و نوجوانی می توان به داستایفسکی، تولستوی، تورگینوف و همچنین دیکنز و شکسپیر اشاره کرد؛ کنراد به زبان انگلیسی می نوشت اما کتابهایش با اینکه مورد توجه و تائید منتقدین قرار می گرفت فروش و شهرت خوبی نداشت، دلیل این امر را پایۀ داستان های کنراد می دانند که از نویسندگانی همچون داستایفسکی نشأت گرفته و نثر استوار و سنگینی دارد، برای همین مورد توجه خوانندگان ایده آلیست آن زمان انگلستان قرار نمی گرفت؛ کنراد در فقر حاصل از نویسندگی زیست و در پایان زندگی اش بود که به عمق فلسفی و قدرت داستان پردازی اش پی برده شد و نزد مردم آن دوران و همۀ زمان های بعد از آن محبوب گردید.
  • کنراد تمامی آثارش را به انگلیسی نوشت اما در کمال تعجب که این زبان که تا این حد بی بدیل و سترگ در آثارش نمایش داده شده، زبان سوم او بود(لهستانی و فرانسوی زبان های اصلی او بودند) که یادگیری آن را از ۲۱ سالگی شروع کرد.
  • شخصیت اصلی “دل تاریکی” در واقع نمودی از خود کنراد است؛ او در سفری که به کنگو(مستعمرۀ بلژیک واقع در افریقا) داشت، حس بدی از استعمار و استعمار گری بدست آورد و در این کتاب همراه با نمایش واقعیات فرهنگی اروپا، روش های استعماری و امپریالیستی(نظام امپریالیسم به دلیل مقاصد اقتصادی و سیاسی، سعی در زیر سلطه در آوردن سرزمین ها و ملت های دیگر دارد) را محکوم می کند.
  • کنراد پیش از نویسندگی، بیست سال از عمرش را روی دریا گذراند؛ به عقیدۀ او، دریا در راس تمام تراژدی های تنهایی قرار دارد، که این عقیده به خوبی در “دل تاریکی” هم دیده می شود و خواننده را در تاریکی نگه می دارد، و روشنایی و تقابل خوب و بد و تصمیم ها و تغییرات بزرگ میان این دو را از عمق تاریکی نمایان می سازد.
  • “دل تاریکی” بسیار قبل تر از آثار نویسندگانی چون هامسون، جویس، وولف، پروست و دیگر “جریان سیال ذهن” نویسان بود، اما با نشانه هایی مثل تک گویی های درونی و عدم مقید بودن به خط زمانی و همچنین توصیف های بسیار عمیق، رگه هایی از جریان سیال ذهن را نمایان و پایه گذاری کرد.
  • هدف نوشتن کنراد به گفتۀ خودش این است که: خواننده را به شنیدن، حس کردن و خاصه دیدن وا دارد؛ البته در چنین شنیدن و دیدنی لازم است که گوش ببیند و چشم بشنود.
    از این رو می توان گفت که اگر خواستید فهم ادبی شخصی را محک بزنید، نظر او را راجع به “دل تاریکی” بپرسید.

کتاب-دل-تاریکی

بهترین ترجمه کتاب دل تاریکی

بهترین ترجمۀ “دل تاریکی” را صالح حسینی منتشر شده از نشر نیلوفر انجام داده است؛ جناب آقای صالح حسینی مترجم بسیار خوب و قابل ایرانی، منتقد ادبی و استاد دانشگاه، متولد سال ۱۳۲۵ و دارای مدرک دکتری زبان انگلیسی از دانشگاه جرج واشنگتون امریکا می باشد.

دیگر آثار جوزف کنراد

از دیگر آثار این نویسندۀ بزرگ می توان به: “لرد جیم”، “نوسترومو”، “طوفان دریا”، “کاکاسیاه کشتی نارسیوس”، “مامور مخفی”، “فریاد هفت جزیره”، “رهایی”، “جوانی”، “حماقت آلمایر”، “در چشم غربی”، “دزد دریایی” و “مرز سایه” اشاره کرد.

[irp posts=”6339″ name=”معرفی کتاب ایزابل بروژ اثر کریستین بوبن”]

بخش هایی از کتاب

«یادم هست که یکبار به ناو جنگی ای برخوردیم که دور از ساحل لنگر انداخته بود. تو بگو یک آلونک هم آنجا نبود و ناو جنگی به بوته ها توپ شلیک می کرد. معلوم شد که فرانسوی ها در آن دور و بر ها به یکی از جنگ هاشان سرگرم اند. پرچم ناو جنگی مانند لته ای شل و ول می افتاد؛ لولۀ توپ های بلند شش اینچی از همه جای بدنۀ کوتاه ناو بیرون زده بود؛ امواج چرب و چیلی و پر از لجن، کاهلانه ناو را بالا می انداخت و به پایین ولش می کرد و دکل های کوچولوی آن را نوسان می داد. این ناو در آن بیکرانگی تهی زمین و آسمان و آب ایستاده بود، که معلوم نبود برای چه آنجاست، و توی قاره ای توپ می انداخت. از یکی از توپ های شش اینچی، تاپ، گلوله ای در می رفت؛ شعلۀ کوچکی زبانه می کشید و محو می شد، ذره ای دود سفید نا پدید می شد، پرتابۀ ریزی جیغ خفیفی می کشید و هیچ اتفاقی نمی افتاد. امکان نداشت اتفاقی بیفتد. نشانی از دیوانگی در ماجرا بود و معرکه حالت حزن آور و خنده داری داشت.»

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

اخبار فوری