پ

معرفی کتاب به سوی نه ؛ اثر مشترک ریچارد فنتون و آندرئا والتز

کتاب به سوی نه روایتی جذاب از زندگی شخصیتی بنام اریک است که اگر آن را دست بگیرید ، زمین نمی گذارید.کتابی که می تواند زندگی شما را بشدت تحت شعاع خودش قرار داده و نقطه آغازین حرکت به سوی موفقیت باشد. اگر موفقیت یک راه داشته باشد بدون شک آن راه ، مسیر شکست […]

کتاب به سوی نه روایتی جذاب از زندگی شخصیتی بنام اریک است که اگر آن را دست بگیرید ، زمین نمی گذارید.کتابی که می تواند زندگی شما را بشدت تحت شعاع خودش قرار داده و نقطه آغازین حرکت به سوی موفقیت باشد. اگر موفقیت یک راه داشته باشد بدون شک آن راه ، مسیر شکست خوردن است. تمام پیام این کتاب این است که از شنیدن نه و شکست خوردن نترسید.

این کتاب را نخوانید مگر اینکه خود را برای رسیدن به بزرگترین تجلی موفقیت در زندگی آماده کرده باشید.توانایی ها و استعدادهایی که ریچارد فنتون و آندرئا والتز در این کتاب مطرح کرده اند شگفت انگیز است و زندگی ، کار و شرکت شما را متحول خواهد کرد.

اگر قصد دارید تا وقتی زنده هستید ، دیگر هیچ کتابی نخوانید ، پس بگذارید ” به سوی نه ” آخرین کتاب باشد.این کتاب قطعاً شما ار شگفت زده خواهد کرد.

به سوی نه ، داستانی تخیلی از ۴ روز فراموش نشدنی در زندگی اریک جمیز برتون است.همسری فداکار ، برادری مهربان و یک فروشنده معمولی دستگاه کپی.این کتاب تا حدی از تجربه زندگی ریچارد تاثیر گرفته است.ریچارد فنتون :« وقتی بچه بودم رویاهای خاصی داشتم.مثلاً اوایل رویایم این بود که بیسبالیست حرفه ای ، نویسنده و راننده ماشین مسابقه شوم»

کتاب به سوی نه

روال داستانی کتاب به سوی نه

شخصیت اصلی این کتاب کسی به نام اریک جمیز برتون است که مشغول فروشندگی در یک شرکت دستگاه های الکترونیکی است و وی فروشنده دستگاه کپی است با وظیفه فروش ۴ دستگاه کپی در هفته ، با رئیسی بسیار سختگیر و غیر قابل گذشت. اریک همواره استرس اخراج شدن بخاطر نرسیدن به سقف فروش ۴ دستگاه کپی را با خود به یدک می کشد.اریک به سختی قادر به فروش ۴ دستگاه کپی هفتگی است به همین خاطر گاهی به سرش میزند که با حالت عصبانیت وارد دفتر رئیس خود شود و هر چه دل تنگش می خواهد بارِ رئیسش بکند اما هر بار هزینه های زندگی وی را از این کار منصرف می کند.

اریک فروشنده خوبی نبود چون از پاسخ منفی مخاطبان خود و شنیدن « نه » بشدت ترس داشت.روال داستان تجربه های تلخ این شخصیت را در شرکت فروش دستگاه کپی به رشته تحریر در می آورد تا اینکه در یکی از هفته ها بر خلاف روال همیشگی ، اریک موفق می شود به سقف فروش چهار دستگاه کپی در عصر سه شنبه ای برسد و تصمیم به این می گیرد ، آخر هفته را به تفریح و اشتغال به محبوب ترین ورزش خود یعنی بیسبال بپردازد.

با چند تن از دوستان خود برای ورزش بیسبال به منطقه ای در نزدیکی محل سکونت خود رفته و گرم بازی می شوند تا اینکه در حین بازی ، توپ به سمت شیب تندی که به سمت جویبار توت فرنگی می رفت ، سرازیر شد. اریک به دنبال توپ رفته و قصد دارد با ضربه ای محکم توپ بیسبال را به جریان بازی برگرداند که ناگهان ، پای وی سُر می خورد و با پشت بر روی آب یخ زده ای به زمین می خورد.

هنگامی که اریک به هوش می آید خود را در اتاقی بزرگ ، با کتابخانه ای غنی می بیند که در راس همگی کتابهایش ، چند کتاب نظر وی را به خودش جلب می کند. به سمت کتابخانه می رود و کتاب ها را برداشته به جلد آن نگاه می کند و  در کمال تعجب نام خود را بعنوان نویسنده این کتاب ها مشاهده می کند و …

[irp posts=”6339″ name=”معرفی کتاب ایزابل بروژ اثر کریستین بوبن”]معرفی کتاب به سوی نه

به-سوی-نه

نقد کتاب بسوی نه

  • این کتاب با روایتی داستانی و در ۱۰۰ صفحه تدوین شده است که یکی از اسباب موفقیت و فروش بالای آن به شمار می رود.
  • نویسنده از اصل غافلگیری خوانندگان استفاده نموده و در بخش های از داستان ،برای فهم درست داستان مجبورید کمی به عقب برگشته و مجدداً آن را مطالعه نمایید.
  • شروع داستان کمی خسته کننده به نظر می رسد که ممکن است خواننده ترغیب به مطالعه کتاب تا انتهای ان نشود.
  • روایت غیر واقعی و تخیلی داستان ، علاوه بر جذابیت ، حس شگفت انگیزی را در مخاطبان خود ایجاد می کند.

توصیه سر دبیر

اگر چه شخصیت اصلی این کتاب یک فروشنده است ، این کتاب فقط برای فروشنده ها نوشته نشده است.کتاب حاضر برای هر کسی است که مجبور است با عدم پذیرش روبرو شودرمانویسی که در جستجوی ناشر است ، بازاریاب شبکه ای که مشغول ایجاد یک زیر گروه جدید است ، کارآفرینی که به دنبال جذب سرمایه می گردد و پدری که در تلاش است فرزندش را به خوردن نخود فرنگی متقاعد کند.

این کتاب برای هر کسی است که می خواهد موانعی را که خودش بر خودش تحمیل کرده بشکند و به هر چیزی که در زندگی باید برایش فراهم سازد دست یابد.

بخشی از کتاب به سوی نه

اگر سریع موفق نمی شوید شاید به این دلیل است که سریع شکست نمی خورید.نمی توانید موفقیت را بدون تحمل شکست به دست بیاورید.اگر قصد دارید از شکست اجتناب کنید ، در واقع موفقیت را کنار گذاشته اید.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

اخبار فوری