پ
اقتباس شده از کتاب تاخیر در ازدواج از منظر اسلام اثر سجاد نجفی

تاخیر در ازدواج از نظر اسلام و فرصت های برباد رفته

اهمیت دادن به وقت, عامل مهم و اساسی در موفقیت و کامیابی انسان است. اگر به بررسی زندگی مردان و زنان بزرگ بپردازیم, متوجه خواهیم شد که همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند و آن پرهیز از وقت کشی و استفاده ی صحیح از فرصت هایی است که در اختیار داشته و دارند. متاسفانه زندگی […]

اهمیت دادن به وقت, عامل مهم و اساسی در موفقیت و کامیابی انسان است. اگر به بررسی زندگی مردان و زنان بزرگ بپردازیم, متوجه خواهیم شد که همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند و آن پرهیز از وقت کشی و استفاده ی صحیح از فرصت هایی است که در اختیار داشته و دارند.

متاسفانه زندگی اغلب ما این چنین نیست؛ بلکه با بی توجهی و غفلت, و بدون درنظرگرفتن فلسفه ی خلقت, مشغول ضایع ساختن ساعت ها , روزها و سال های عمر گرانقدر خویش هستیم. بیشتر مردم سال های آخر عمر خود را با حسرت و آه و افسوس از گذشته ای که تلف نموده اند سپری می کنند. اما دریغ که ساعت زمان به عقب بازنمی گردد و کوچک ترین فرصتی برای تصحیح اشتباهات گذشته  داده نخواهدشد.پس, باید  قدر لحظه های موجود را دانسته و تا می توانیم از فرصت های زمان حال به منظور رشد و ارتقای معنوی, بهره­مند گردیم.

حدیث در مورد فرصت

حضرت علی (علیه السلام) فرموند:

« الْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ‏ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْر[۱]»

«فرصت بسان ابر از افق زندگی می گذرد پس هنگامی که فرصتهای خوبی پیش آید غنیمت بشمارید و از آنها استفاده کنید»

حدیث در مورد گذر عمر

بهترین فرصتی که در زندگی انسان برای رسیدن به پیروزی و موفقیت پیش می آید ایام جوانی است که دوران ظهور نیروی جسمانی و معنوی افراد است. لذا اگر انسان ها از این عطیه الهی استفاده کنند به سعادت و خوشبختی دست می یابند. در غیر این صورت تنها باید تاسف ایام گذشته را بخورند.یکی از فرصت هایی که باید قدر دانسته شود فرصت ازدواج به موقع است که اگر در جای خود انجام شود منشأ آثار گرانقدری خواهد بود.تأخیر در اموری که زمان آنها فرا رسیده مورد مذمت اسلام واقع شده وآن را موجب هلاکت معرفی  نموده اند،همانگونه که امام محمدباقر(علیه السلام) فرمودند:

« إِیَّاکَ‏ وَ التَّسْوِیفَ‏ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَى‏[۲]»

« مبادا در عمل تأخیر کنید، تأخیر دریایى است که بسیار کسان در آن به هلاکت مى‏رسند »

خلاصه کلام آنکه مَثَلِ از دست دادن زمان مَثَلِ حکایت مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند: فروختی؟ گفت: نخریدند, تمام شد.تأخیر در ازدواج موجب از دست رفتن فرصت در جهات مختلفی میشود که به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم.

فرصت هایی که با تاخیر انداختن در ازدواج از دست می روند

۱) فرصت سوزی در تکامل شخصیت دینی وا جتماعی

هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش می‏کند. جوان در پی رسیدن به استقلال فکری است؛ برای جبران نواقص و تأمین نیازهای خود به سوی ازدواج سوق داده می‏شود و با گزینش همسری مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می‏کند. استادشهید مرتضی مطهری در این باره می‏فرماید: «تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت دیگران…یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند ،تجربه نشان داده است که اخلاقیون وریاضت­کش­ها که این دوران را نگذرانده اند،تا آخر عمر یک نوع خامی ویک نوع بچگی در آنها وجود داشته است و یکی از علل اینکه در اسلام ازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقی شده است همین است… ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است… پختگی ای که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد می‏شود، در هیچ جای دیگر نمی‏توان به آن رسید. و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.[۳]»

شخصیت انسان پس از ازدواج به یک شخصیت اجتماعی تبدیل می‏شود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک خود را شدیداً مسؤول حفظ همسر و تأمین وسائل زندگی و تربیت فرزندان آینده تلقی می‏کند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خود را به کار می‏گیرد؛ به عبارت دیگر، احساس مسؤولیت اجتماعی در او شکل می‏گیرد و بسیاری از شایستگی‏ها و توانمندی‏های نهفته در درونش را شکوفا می‏سازد.

حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود:

« دَخَلَتِ امْرَأَهٌ عَلَى أَبِا جعفر(ع) فَقَالَتْ أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنِّی امْرَأَهٌ مُتَبَتِّلَهٌ فَقَالَ وَ مَا التَّبَتُّلُ عِنْدَکِ قَالَتْ لَا أَتَزَوَّجُ قَالَ وَ لِمَ قَالَتْ أَلْتَمِسُ بِذَلِکَ الْفَضْلَ فَقَالَ انْصَرِفِی فَلَوْ کَانَ ذَلِکِ فَضْلًا لَکَانَتْ فَاطِمَهُ ع أَحَقَّ بِهِ مِنْکِ إِنَّهُ‏ لَیْسَ‏ أَحَدٌ یَسْبِقُهَا إِلَى‏ الْفَضْلِ‏[۴]»

« زنى در مقام سؤال به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد من «متبتله» هستم، حضرت فرمود: مقصودت از تبتل چیست؟ جواب داد تصمیم دارم هرگز ازدواج نکنم، فرمود براى چه؟گفت براى نیل به فضیلت و کمال، حضرت فرمود: از این تصمیم منصرف شو، اگر خوددارى از ازدواج، فضیلتى در برمی­داشت حضرت زهرا (سلام الله علیها) به درک این فضیلت از تو شایسته‏تر بود، چنین نیست که احدى در فضیلت بروى پیشى گیرد.»

پیامبر از على (علیه السلام) مى‏پرسد که فاطمه چگونه همسرى است، پاسخ مى‏دهد:

« نِعْمَ‏ الْعَوْنُ‏ عَلَى‏ طَاعَهِ الله[۵]

« او بسیار مددکار و یارى‏کننده به عبادت و طاعت خداوندست.»

بنابراین، می‏توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل می‏شود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی و جسمی به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل می‏کنند.در واقع کسانی که خود را از نعمت ازدواج محروم نموده اند سالها تکامل دینی و اجتماعی خود را به عقب انداخته اند.تجربه نشان دهنده تفاوت­های  شخصیتی آشکار بین دوشخص متأهل و مجردی هستندکه شرایط زندگی یکسانی را گذرانده اند.

 


بیشتر بدانید:” اهمیت ازدواج در قرآن و اسلام


 

۲) فرصت سوزی در فرزندآوری

یکی از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقای نسل آدمی است. تولید و تکثیر نسل را نباید کوچک و بی اهمیت شمرد؛ زیرا هدف آفرینش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. تولید و پرورش انسان‏های خدا پرست و موحد و نیکوکار و صالح، مطلوب خدای جهان آفرین است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر یک عمل صالح شمرده می‏شود و در سعادت دنیا و آخرت آن‏ها مؤثر است به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

«تَزَوَّجُوا فَإِنِّی مُکَاثِرٌ بِکُمُ الْأُمَمَ یَوْمَ الْقِیَامَه‏[۶]»

«ازدواج کنید; زیرا من به زیادتى شما نسبت‏ به امت‏هاى دیگر در قیامت مباهات مى‏کنم.»

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

« مَا یَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ یَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَهُ نَسَمَهً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه‏ [۷]»

«چه مانعى داردکه مؤمن زنى‏بگیرد تاخداوند فرزندى نصیبش کند که با کلمه لا اله الا الله زمین را گرانبار کند؟»

یکی از آثار تأخیر ازدواج­ها از دست رفتن زمان برای تولید فرزندان سالم ومتعدد است زیرا  بر اساس یافته­های پزشکی سن باروری در یک خانم از ۱۵ سالگی آغاز شده و تا ۴۹ سالگی ادامه می یابد. در واقع یک زن در فاصله سنی ۴۹-۱۵ سالگی از توان باروری و فرزندآوری برخوردار خواهد بود. سنین ۳۵-۱۸ سالگی، سنین مناسب برای باروری بوده و سنین ۳۰-۲۰ سالگی بهترین سن برای باروری است. در این حالت خانواده ها به طور متوسط حدود ۱۲ سال براساس سنین مناسب باروری فرصت خواهند داشت تا بتوانند فرزندان خود را با در نظر گرفتن اصول سلامت به دنیا بیاورند. باید نهایت سعی و کوشش را به خرج داد تا از بارداری های خارج از دامنه سنی ۳۵-۱۸ سال پرهیز گردد.[۸]

اما با توجه به میانگین سن ازدواج جامعه وزمان بسیار محدودی که برای فرزند آوری دارند ، غالب خانواده ها به تک فرزند ی یا نهایتاًدوفرزندی روی می­آورند که با عواقب دردناکی همراه است که به آنها اشاره می کنیم:

شاید مهم‌ترین مشکل ناشی از تک فرزندی مشکلات ارتباطات اجتماعی فرزند یگانه خانوار باشد؛ نداشتن هم بازی در خانواده و ورود ناگزیر به دنیای بزرگترها آثار منفی فراوانی بر روحیات فرزند خواهد گذاشت؛ در عین حال پرورش نیافتن حس رقابت جویی مسالمت آمیز که در میان خواهر و برادرها وجود دارد از دیگر معضلات این الگوی خانوار محسوب می‌شود؛ این قضیه اجتماعی شدن فرزند را به شدت متأثر و خصوصاً در ایام تحصیل ارتباط با همسالان را برای وی به معضلی تبدیل می‌کند.

در کنار این ماجرا توجه متمرکز پدر و مادر بر روی یگانه فرزندشان موجب تقویت غرور کاذب در فرزند می‌شود و توقعات او را در سطحی بالا می‌برد که تحمل شکست‌ها و ناکامی‌ها را برای وی در جامعه دشوار می‌کند؛ در عین حال در سوی دیگر حساسیت افراطی و وسواس گونه پدر و مادر بر روی گفتار و رفتار فرزند ممکن است تأثیرات منفی بر تربیت او داشته باشد.

از اینها هم که بگذریم فرض وارد آمدن آسیب به تک فرزند مثل معلولیت یا مرگ وی می‌تواند بنیان خانواده را نابود کند و چنانچه در مواردی مشاهده هم شده است موجب عدم امکان ادامه حیات اجتماعی برای پدر و مادر شود؛ در بسیاری موارد امکان فرزند آوری نیز برای پدر و مادر فراهم نیست و سرنوشت نامعلومی را برای آنها رقم می‌زند؛ در صورتی که وجود فرزند یا فرزندان دیگر از این آسیب محتمل جلوگیری می‌کند.

افسردگی ناشی از بزرگ شدن و ازدواج فرزندان در خصوص خانواده‌های تک فرزند به شدت بیشتر احساس می‌شود؛ خصوصاً خانواده‌هایی که در سال‌های اول ازدواج تنها فرزند خود را به دنیا آورده باشند به ناگاه در سن حدود ۴۰ سال دوباره تنها می‌شوند.

در خانواده‌هایی که یکی از پدر و مادر دچار مشکلاتی مثل مریضی، معلولیت یا مرگ می‌شود نیز بار مسئولیت تحمل این مشکل بر روی یک فرزند سنگین‌تر از مواردی است که فرزندان بیشتری حضور دارند؛ نسل بعد از تک فرزندها هم معضلات فراوان‌تری خواهد داشت.

تک فرزندها عمو، عمه، خاله و دایی ندارند و تنها بستگان آنها پدر و مادرشان هستند که این خود موجب انزوای اجتماعی خاصی خواهد شد؛ داشتن خواهر و برادر از جنس مخالف سبب می‌شود در فرآیند شناخت فرد از جنس مخالف تسهیل شود و او در ازدواج نیز موفق‌تر باشد که تک فرزندها از آن هم محرومند.

جامعه‌ای که همه آحاد آن تک فرزند باشند قطعاً جامعه‌ای دلپذیر و دوست داشتنی نیست؛ انسان‌هایی درون‌گرا و فاقد اعتماد به نفس و  در عین حال مغرور که توانایی ارتباطات قوی اجتماعی را ندارند و در لاک تنهایی خویش فرو می‌روند؛ جامعه تک فرزندها شبیه شبه جزایری منفرد است که روابط عاطفی در آن به حداقل رسیده است. انسان‌هایی افسرده و درون‌گرا این جامعه را تشکیل می‌دهند که طبیعتاً احساس پوچی و گرایش به خود کشی در آن به شدت افزایش می‌یابد؛ تصور آپارتمان نشینی، تک فرزندی و زندگی مجردی در کنار هم در یک شهر بزرگ و فاقد مؤلفه‌های فرهنگی مثبت دشوار و پیامدهای آن غیر قابل پیش بینی است[۹].

شاید عامل اساسی گرایش به تک فرزندی بعد اقتصادی وترس از تأمین هزینه های فرزندان متعدد باشد که مورد مذمت قرآن کریم می باشد که می­فرماید:

«وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ ‏خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْئًا کَبِیرًا[۱۰]»

« هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل مرسانید (زنده به گور مکنید) که ما رازق آنها و شما هستیم، زیرا این قتل فرزندان بسیار گناه بزرگى است.‏»

از این آیات برمى‏آید که عربهاى دوران جاهلى نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصبهاى غلط زنده به گور مى‏کردند بلکه ، پسران را که سرمایه بزرگى در جامعه آن روز محسوب مى‏شد، نیز از ترس فقر و تنگدستى به قتل مى‏رسانیدند خداوند در این آیه آنها را به خوان گسترده نعمت پروردگار که ضعیفترین موجودات نیز از آن روزى مى‏برند توجه داده و از این کار بازمى‏دارد. با نهایت تاسف این عمل جاهلى در عصر و زمان ما در شکل دیگرى تکرار مى‏شود، و به عنوان کمبود احتمالى مواد غذایى روى زمین، کودکان بى‏گناه در عالم جنینى از طریق” کورتاژ” به قتل مى‏رسند.گرچه امروز براى سقط جنین دلائل بى‏اساس دیگرى نیز ذکر مى‏کنند، ولى مساله فقر و کمبود مواد غذایى یکى از دلائل عمده آن است.اینها و مسائل دیگرى شبیه به آن، نشان مى‏دهد که عصر جاهلیت در زمان ما به شکل دیگرى تکرار مى‏شود و” جاهلیت قرن بیستم” حتى در جهانى وحشتناکتر و گسترده‏تر از جاهلیت قبل از اسلام است‏.[۱۱]

از مجموع احادیث گذشته، می‌توان مطلوبیت زیاد نمودن فرزند و تکثیر را استفاد نمود. ترغیب به سنگین نمودن زمین به وسیله تسبیح تسبیح‌گویان و مباهات نمودن پیامبر(ص) به سایر امم به واسطه کثرت جمعیت امت خویش و… اموری است که به روشنی دلالت بر مطلوبیت فرزندان زیاد دارد که تأخیر ازدواج مانع بزرگی برای تعدد فرزندان است.

 

۳)فرصت سوزی در بهرمندی از لذت­های مشروع جنسی

درمیان دورانهای مختلف حیات انسان، دوره بلوغ و آغاز حیات جنسی از مهم ترین و بحرانی ترین ایام زندگانی به شمار می رود. همچنان که فصلی از طبیعت، بهارنام گرفته است که در آن سرسبزی و شادابی مشاهده می شود، عمر انسان نیز دارای بهاری است که همان دوران جوانی است در این دوران، انسان سرشار از قدرت و شادابی است، ازدواج نیز بهاری دارد و آن زمانی است که انسان در اوج قدرت جسمانی و جنسی قرار دارد. در همین دوران است که دگرگونیهای بسیاری در تواناییهای جسمی به وقوع می پیوندد و به همراه خویش بینش­ها و گرایش­های نوجوان را متحول می سازد. از نظر اسلام” ازدواج اتصالی شرعی میان زن و مرد برای برخورداری از همه لذائذ جسمانی و روحانی است.بهترین ومناسب ترین زمان تعدیل نیازهای جنسی از لحظه بلوغ شروع می شود و تا حدود ۳۵سالگی ادامه می یابد وپس از آن به تدریج رو به افول رفته وبه یائسگی ختم می شود. با این وجود، باید توجه داشت که در این مرحله، چنانچه این علاقه مندی­ها در چارچوب شرع و قانون مهار نشوند، ممکن است به مسئله ای پرمخاطره تبدیل شوند . به همین خاطر، مناسب است در سنین حساس بلوغ شرایط و امکانات ازدواج را برای جوانان فراهم کرد تا در این دوران پر اضطراب و خطرآفرین، در مسیری سالم و خداپسندانه گام بگذارند وبا بهره مندی از لذتهای مشروع وخدادادی به سلامت از طوفانهای جنسی بگذرند.به همین جهت در اسلام به ازدواج  در مرحله بلوغ و ایجاد میل جنسی تأکید شده است.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِی ع فَقَالَ لَهُ هَلْ لَکَ مِنْ زَوْجَهٍ فَقَالَ لَا فَقَالَ أَبِی مَا أُحِبُّ أَنَّ لِیَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا وَ إِنِّی بِتُّ لَیْلَهً وَ لَیْسَتْ لِی زَوْجَهٌ[۱۲]»

« مردى به حضور پدرم آمد. پدرم از او پرسید آیا زن دارى؟ گفت: نه، فرمود: دوست ندارم که دنیا و هر چه در آن است از من باشد و شبى را بدون‏ همسر به صبح بیاورم»

رسول اللّه (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

‏« جُعِلَ قُرَّهُ عَیْنِی‏ فِی‏ الصَّلَاهِ وَ لَذَّتِی فِی النِّسَاءِ.[۱۳]

« روشنی چشم من در نماز و لذت بردنم در زنانم است. »

روشن است که در پرتو ازدواج یکی از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسی) تأمین و به روشی درست ارضا می‏شود.بهرمند شدن از لذت­های مشروعی که خداوند به حق در وجود انسان ها قرار داده است از دستآوردهای ازدواج بوده و کسانیکه ازدواج خود را به بهانه های مختلف به تأخیر انداخته اند در واقع بهترین فرصت بهره مندی از این لذایذ  مادی را از دست داده­اند وبهترین ایامی را که می توانستند از این لذتها بهرمند شوند را با ایامی عوض می­کنند که دیگر از آن شور ،نشاط ومیل جنسی خبری نیست.بدیهی است روابط جنسی در نظام زندگی خانواده­گی از لوازم اصلی آن شمرده می­شود که ضعف در آن به تضعیف روابط عاطفی والدین و در نتیجه عدم بالندگی اعضای خانواده خواهد شد.با تأمین این نیاز جسمانی، فرد از نظر روانی، ذهنی و اخلاقی به آرامش می‏رسد  و مسیر بسیاری از انحرافات جنسی و اخلاقی و اجتماعی بسته می‏شود و زمینه را برای خوشبختی یک جوان فراهم می کند.

امام باقر(علیه السلام) نیز در این باره مى فرمایند:

« لَهْوُ الْمُؤْمِنِ فِی ثَلَاثَهِ أَشْیَاءَ التَّمَتُّعِ‏ بِالنِّسَاءِ وَ مُفَاکَهَهِ الْإِخْوَانِ‏ وَ الصَّلَاهِ بِاللَّیْل[۱۴]»

« سرگرمى مؤمن در سه چیز است: لذّت بردن [مشروع] از زنان، شوخى کردن با برادران [دینى] و نماز در شبانگاهان گزاردن. »

 

 

۴) فرصت سوزی در بهبود وضعیت مالی

یک آمارگیری دقیق می تواند نشان دهد کسانی که در سن هیجده سالگی بدون داشتن امکانات وارد صحنه ازدواج شده اند با کسانی که برای دستیابی به مسکن و شغل مناسب ازدواج را تا سن ۳۵سالگی به تأخیر انداخته اند، بعد از چند سال به یقین گروه اول نسبت به گروه دوم از جهاتی به خصوص از نظر وضعیت اقتصادی­موفق ترخواهند بود. به همین علت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) که آگاه به مصالح انسان و در پی به سعادت رسیدن وی است، تضمین نموده که با ازدواج، وضع اقتصادی بهتر می شود:

« اتَّخِذُوا الْأَهْلَ‏ فَإِنَّهُ‏ أَرْزَقُ‏ لَکُم‏[۱۵]‏»

« روزى را به وسیله زن گرفتن زیاد کنید»

قرآن کریم وعده توانگری را به طرفین ازدواج داده است:

«وَ أَنکِحُواْ الْأَیَامَى‏ مِنکمُ‏ْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکمُ‏ْ وَ إِمَائکُمْ  إِن یَکُونُواْ فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ  وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم‏[۱۶]»

«والبته باید مردان بى‏زن و زنان بى‏شوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بى‏نیاز و مستغنى خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهى و (به احوال بندگان) آگاه است»

طبیعی است که در اغلب موارد، اشخاص مجردی که مسئولیت چندانی نسبت به اداره زندگی ندارند، تلاش کمتری برای به­دست آوردن روزی؛ نسبت به اشخاص متأهل؛ به عمل می­آورند .قطعاً این مسأله مورد وفاق همگان است که زنان دارای تفکرات اقتصادی بهتری  نسبت به مردان هستند ودقت عمل لازم را نیز در برنامه­ریزی مناسب برای بهینه­سازی استفاده از آن را به خدمت گرفته ونتیجه چنین بینشی این است که  افراد در جریان ازدواج زود تر نیازمندیهای اساسی خود را تأمین کرده و شرایط اقتصادی خود را بهبود می بخشند.به همین جهت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) ازدواج وزنان را مایه توانگری معرفی می­کنند:

«تَزَوَّجُوا النِّسَاءَ فَإِنَّهُنَّ یَأْتِینَ بِالْمَال‏[۱۷]»

«زن بگیرید که زنان توانگرى مى‏آورند.»

تاخیر-در-ازدواج

به همین دلیل، اشخاص میتوانند تنها با کمی تفکر دریابند که ازدواج و قبول مسئولیت میتواند عامل مهمی در بهبود زندگی انسان باشد و روایاتی که در این زمینه وارد شده، تأیید کننده همان موضوعی است که خود نیز با عقلمان آن را درمییابیم و محتوای چنین روایاتی با آنچه از اندیشه آدمی به دست میآید، منافاتی نخواهد داشت.

بیشتر مردم بر این اعتقاد هستندکه اگر برای دانشگاه فرزندان هزینه­کنند با اشتغال فرزندانشان در آینده وضع مالی آنان بهتر می شود، ولی بر این باور نیستند که ازدواج نیز  عامل بهبود وضعیت اقتصادی است.از منظر اسلام، ازدواج یکی از شیوه­های جلب روزی خداوند است، بدین ترتیب که خداوند نسبت به اشخاصی که برای جلب رضایت او و بدون وحشت از فقر، اقدام به ازدواج نموده­اند، عنایت ویژه خواهد داشت کما اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در این باره فرمودند:

« الْتَمِسُوا الرِّزْقَ‏ بِالنِّکَاح‏[۱۸]»

«روزى را به ازدواج، از خدا طلب کنید. »

مسلمانان و متدینان باید بر این نیز باور باشندکه خدا دست کسانی که ازدواج می کنند را خواهد گرفت، و ترک ازدواج و یا تأخیر آن بخاطر فقر، بر تداوم فقر می­افزاید و ازدواج گریزی خود عامل اساسی فقر و تهیدستی است وهر مقدار که زمان ازدواج به تعویق بیأفتد فرصت بهرمند شدن از رزق واسعه الهی از دست خواهد رفت.


 

منابع و مآخذ:

[۱] –  علامه مجلسى‏ ، پیشین، ج‏۶۸، ص۳۳۷٫

[۲] – آرام ،احمد ،الحیاه،دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏، چ۱۳۸۰ش ،تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏‏،ج‏۱،ص۵۷۴٫  

[۳] – مطهری،مرتضی،تعلیم و تربیت در اسلام، چ بیست و سوم، تهران:صدرا،ص ۲۵۲٫

[۴] – شیخ حر عاملی‏، پیشین، ج۲۰، ص۱۶۵٫

[۵] – مجلسی،پیشین، ج‏۴۳، ص۱۱۸٫

[۶] – میرزا نورى ، پیشین، ج ۱۴، ص ۱۴۹٫

[۷] – شیخ صدوق ،من لا یحضره الفقیه،ج‏۳، ص۳۸۲٫

[۸]-www.tiranhealth.ir ،پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان،سن ازدواج و باروری،تاریخ­انتشار:۱۰/۲/۹۱، کد خبر ۲۸۱۹.

[۹]www.farsnews.com،خبرگزاری فارس، آسیب‌شناسی رشد تک‌فرزندی ، تاریخ انتشار ۱۳/۰۸/۹۲،شماره: ۱۳۹۲۰۸۱۲۰۰۱۷۱۷٫

[۱۰] – قرآن کریم،اسراء(۳۱).

[۱۱] – مکارم شیرازی،تفسیر نمونه، ج‏۶، ص ۳۴٫

[۱۲] – فتال نیشابورى‏ ،روضه الواعظین و بصیره المتعظین‏، ت مهدوى دامغانى ، چاپ: اول‏ ،بی تا، قم: انتشارات رضى‏‏،ج‏۲، ص۳۷۴٫

[۱۳] – علامه طباطبائى، سنن النبى صلى الله علیه و آله ،ت محمد هادى فقهى‏، چ هفتم، ۱۳۷۸ش‏،تهران:کتاب فروشى اسلامیه‏،ج‏۱ ،۱۴۸٫

[۱۴] – شیخ صدوق، الخصال، چ اول، ۱۳۶۲ ش‏،قم: جامعه مدرسین‏ ‏،ج‏۱ ،ص۱۶۱٫

[۱۵] – شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج‏۳، ص۳۸۳٫

[۱۶] – قرآن کریم،نور(۳۲).

[۱۷] – طبرسی،مکارم الأخلاق، ص ۱۹۶٫

[۱۸] – پاینده‏ ،ابو القاسم ،نهج الفصاحه ، چ چهارم،۱۳۸۲ش،تهران:دنیاى دانش‏،‏ص ۲۴۶٫

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

اخبار فوری