پ

انیشتین شخصیتی موفق یا شکست خورده ؟ نکاتی طلایی که برای موفقیت باید بدانید …

انیشتین شخص بسیار موفقی بود و همگان به آن اذعان دارند به گونه ای که کودکان عصر امروز نیز با نام و آوزاه او آشنا هستند.موفقیت انیشتین در سطحی بود که پس از فوت وی اعضای بدن وی را استخراج و بایگانی نمودند .عملکرد  و قدرت مغز آلبرت انیشتین برای بسیاری از محققان تبدیل به […]

انیشتین شخص بسیار موفقی بود و همگان به آن اذعان دارند به گونه ای که کودکان عصر امروز نیز با نام و آوزاه او آشنا هستند.موفقیت انیشتین در سطحی بود که پس از فوت وی اعضای بدن وی را استخراج و بایگانی نمودند .عملکرد  و قدرت مغز آلبرت انیشتین برای بسیاری از محققان تبدیل به یک پروژه کاری شده بود ،به همین خاطر بعد از مرگ انیشتین  در سال ۱۹۵۵، مغز او را بیرون آوردند تا مورد مطالعه قرار بگیرد .در طول تحقیقات ۴۰ ساله دانشمندان هنوز به نتیجه  ای در این مورد نرسیده اند.

اما آیا انیشتین به واقع شخص موفقی بود ؟ آیا موفقیت یک بعد دارد و آن موفقیت شغلی و کاری است ؟ موفقیت شغلی که خانواده اولین قربانی آن باشند ، میتواند موفقیت نامیده شود؟

با ما همراه باشید تا شما را با برخی خطرهای مسیر موفقیت آشنا کنیم و زندگی شخصیتی معرئف چون انیشتین را از این جهت بررسی کنیم.

انیشتین بر خلاف نیوتن مردی جذاب ومتعهد به عدالت اجتماعی بود:خانواده تشکیل داده بود و بچه هم داشت . ولی او هم مثل جد انزوا طلب خود در دنیایی از طرح و اندیشه که در سرش بود زندگی می کرد . کاملا بدیهی ست که او یک نابغه بوده، ولی قدرت ماورایی  واقعی  او زمان و تمرکز باور نکردنی ای بود که روی کارش می گذاشت . در میان آن همه شهرت ، اما جوری زندگی می کرد که از لحاظ فکری کاملا نسبت به خانواده خود بی اعتنا بود. این موضوع هم قطعاً در موفقیت شغلی اش تاثیر به سزایی داشت.این یک معامله با شیطان بود ولی انیشتن نبود که هزینه اش را پرداخت کرد:خانواده اش این هزینه را پرداختند.ایزاکسون می گفت : (یکی از نقاط قدرت او به عنوان یک فرد متفکر _نه به عنوان یک پدر _این بود که توانایی و میل زیادی داشت که به هر آنچه ،موجب به هم خوردن تمرکزش می شود بی اعتنایی کند( که خانواده و بچه هایش هم شامل آن  می شدند ). وقتی خانواده اش از او می خواستند کمی به آنها توجه کند او بیشتر از قبل روی کارش تمرکز می کرد .

رفتارهای او دیگر برای خانواده اش قابل تحمل نیود. انیشتن می گفت (من با همسرم مثل کارمندی رفتار می کنم که قادر به اخراجش نیستم ) این فقط حرفی نبود که از سر عصبانیت گفته شده باشد :وقتی روابط او با همسرش در حال خراب شدن بود  او قرار دادی به همسرش داد که تمام انتظارتی که برای ادامه زندگی از او داشت را به تفصیل در آن نوشته بود:

قوانین عجیب و غریب انیشتین برای همسرش!

الف: تو باید از موارد زیر اطمینان حاصل کنید:

  1. 1- لباس های من همیشه تمیز و مرتب باشد.
  2. 2-سه وعده غذایم را در اتاق خودم دریافت کنم.
  3. 3- اتاق خواب و اتاق مطالعه ام باید تمیز باشد و مخصوصاً اینکه کس دیگری از میز من استفاده نکند.

ب) از تمام روابط شخصی خودت با من دست می کشی مگر اینکه واقعاً برای مسائل اجتماعی ضروری باشد.مخصوصاً هیچ انتظاری در موارد زیر از من نداشته باشی:

1- نشستن من کنار تو در خانه

2-مسافرت رفتن و بیرون رفتن ام با تو

3- تو باید موارد زیر را در روابط خودم با من رعایت کنی.

ج) تو باید موارد زیر را در روابط خود با من رعلیت کنی:

1- اصلاً از من انتظار هیچ خلوتی نداشته باشی و بابت هیج جیز به من گله و شکایت نکنی.

2-درصورتی که من بخواهم دیگر نباید حرف بزنی.

3-بلافاصله بعد از اینکه من بخواهم باید اتاق خواب یا مطالعه مرا ترک کنی.

د) تو باید تعهد بدهی مقابل بچه ها مرا تحقیر نکنی ، چه با کلام ، چه با رفتارت.

همسر وی بر خلاف میل خود این شرایط را پذیرفت اما به خاطر فاصله فراوان میان وی و همسرش  به جدایی کشیده شد.

به نظر آلبرت انیشتین دو اشتباه اساسی را در دو مقطع زندگی خود مرتکب شده بود که اگر از طرف وی رعایت شده بود شاهد زندگی متعادلتر ، شادتر و شاید موفق تری نیز بود.

انیشتین
انیشتین

اشتباه انیشتین در همسرگزینی:

شاید اگر انیشتین خودش را می شناخت در مرحله همسر گزینی راه خطا را در پیش نمی گرفت.خودشناسی همواره یکی از ستون های موفقیت است که نادیده گرفتن آن صدمات جبران ناپذیری به بار خواهد آورد. اگر انیشتین ازخصوصیات خُلقی و شخصیتی خود درک صحیح داشت تصمیم می گرفت با همسر نزدیک به شخصیت خود ازدواج می کرد و شاهد آن همه تفاوت مبنایی میان خود و همسرش نبود و هیچگاه فرزندان وی تا این حد آسیب نمی دیدند.اگر انیشتین به تیپ شخصیتی خود واقف بود ، شاید تصمیم می گرفت همسری نزدیک به تیپ شخصیتی خود برگزیند که در زمینه های علمی نه تنها مانع وی باشد بلکه با او هم راستا گردد و شاید به این نتیجه میرسیدند که  تصمیم بگیرند ، بخاطر موفقیت علمی و شغلی هیچگاه بچه دار نشوند و در آن صورت زندگی هماهنگ تر ، شادتر و موفق تری را تجربه می کردند.

عدم ایجاد  تعادل بین کار و خانواده

عدم تعادی میان کار و خانواده مشکلی بود که انیشتین از آن رنج برد . ساعات کاری بسیار طولانی ، او را کاملاً از خانواده غافل نموده بود و غرق شدن در اکتشاف مجهولات علمی ، مجال زندگی کردن را از وی ربوده بود .انیشتین اگر چه هنگامی بچه هایش کودک بودند ، پدری مهربان بود اما هر چه زمان بیشتر می گذشت ، هر روز بیشتر از همیشه در افکار (علمی) خود غرق می شد.وی بعد از طلاق به ندرت بچه هایش را می دید و بیشتر روی کار خود تمرکز می کرد.یکی از پسران وی درگیر بیماری روانی شد و سعی داشت خودش را بکشد و در نهایت هم در یک بیمارستان روانی فوت کرد.انیشتین بیش از سی سال بود که او را ملاقات نکرده بود.پسر دیگرش جمله معروفی دار :« احتمالاً تنها پروژه ای که پدرم از ان دست کشیده بود من بودم»

سخت کار کردن موجب ایجاد استعداد می شود و استعداد در کنار زمان موجب موفقیت می شود.ولی تا چه زمان باید زمان برای کار گذاشت که آسیب های آن زندگی شما ار مختل نکند؟

با مرور زندگی انسان های بزرگ تاریخ و با الهام گرفتن نکات مثبت و بر حذر بودن از نکات منفی زندگی آنان می توان در مسیر موفقیت شتاب بیشتری گرفت.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

کلید مقابل را فعال کنید

اخبار فوری